تبلیغات
علمدار عشق - سردار بزرگ عملیات مرصاد ، شهید صیاد شیرزای
 
درباره وبلاگ


با كه گویم غم دل جز تو كه غمخوار منی / همه عالم اگرم پشت كند یار منی / دل نبندم به كسی، روی نیارم به دری/ تا تو رویای منی تا تو مددكار منی / راهی كوی توام قافله سالاری نیست / غم نباشد كه تو خود قافله سالار منی / به چمن روی نیارم نروم در گلزار / تو چمنزار من استی، تو گلزار منی / دردمندم، نه طبیبی، نه پرستاری است / دلخوشم چون تو طبیب و تو پرستار منی/ عاشقم سوخته ام هیچ مددكاری نیست / تو مددكار من عاشقو دلدار منی . . .
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد وآل محمد

مدیر وبلاگ : دلتنگ حرم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم. قانون دوم: پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم . قانون سوم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بیاورم. قانون چهارم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم . قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم. قانون ششم:حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم. قانون هفتم: حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود. قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2 روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم . قانون نهم: در هر روز باید 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم . قانون دهم: در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم.

ساخت فلش مدیا پلیر
علمدار عشق
با همه باش و بی همه باش ....
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

شهید صیاد شیرازی عشق و ایمان و وفادارى به آرمان‌هاى بلند الهى، داشت.

صیاد عاشق نماز بود:

یک روز در یکی از قرارگاه‌ها شهید صیاد شیرازی از من پرسید که فلانی میزان شرکت رزمنده‌ها در نماز جماعت به چه صورت است؟ من به ایشان گفتم:‌ بیشتر رزمنده‌ها در نماز جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشا شرکت می‌کنند ولی تعداد شرکت کنندگان در نماز جماعت صبح کم است.

در این زمان شهید صیاد به من گفت: به همه اعلام کن که فردا قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر باشند و من این کار را کردم.

صبح همه در حسینیه حاضر شدند و شهید صیاد بلند شد و گفت: برادران، شما به دستور من که یک سرباز کوچک جبهه اسلام هستم، قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر شدید ولی به امر خدا که هر روز صبح با صدای اذان شما را به نماز جماعت می‌خواند، توجه نمی‌کنید!

امیر مسلم بهادری:

مى‌گفتیم: «فلانى پشت خطّه. ارتباط بدیم؟» اگر وقت اذان بود، مى‌گفت «بهشون بگید وقت نمازه. لطف کنن بعداً تماس بگیرن». مى‌گفت «هر چه دارم، از نماز دارم»، همیشه مى‌گفت. همیشه تأکید داشت نماز را اول وقت بخوانیم.

او مدافع دین و روحانیت انقلابی بود

بنی‌صدر در زمان تصدی مسئولیتش به دنبال انزوای روحانیت بود و در ارتش با نیروهای انقلابی و ارتشی درگیر می‌شد.
وی در یک جلسه در دزفول در حضور شهید صیاد شیرازی و شهید چمران به امام خمینی(ره) اهانت کرد که شهید صیاد شیرازی با او درگیر شد که بنی‌صدر در آن زمان گفت، صیاد باید از ارتش اخراج شود، ولی شهید فلاحی اعلام کرد اخراج، مراتب خاص خود را دارد و موضوع به حاج احمد خمینی گفته شد. در این زمان بنی‌صدر وقتی دید برای این کار پشتبیانی ندارد از موضوع صرف‌نظر کرد.

حجت‌الاسلام محمدطاهر حبیبی:

او یار مستمندان بود

اواخر دبیرستان‌ با یك‌ پسر رفتگر دوست‌ شده‌ بود و با یكدیگر به‌ مدرسه‌ می‌رفتند. یك بار برای‌ او و برادر كوچكش،‌ بارانی‌ زمستانی‌ خریدیم. تا زمانی كه‌ با این‌ پسر رفتگر بود، بارانی‌ نو را به‌ تن‌ نمی‌كرد و لباس‌های‌ كهنه‌اش‌ را می‌پوشید. همسایه‌ها ‌همیشه‌ می‌گفتند: "چرا بچه‌های آقای‌ شیرازی‌ (پدر شهید) لباس كهنه می‌پوشند؟ آن‌ زمان‌ در گرگان‌ زندگی‌ می‌كردیم و وضع‌ مالی ‌نسبتا خوبی‌ داشتیم، ولی‌ این گونه‌ رفتار می‌كرد.
مادر شهید:

کمک به آدم‌هاى مستحق، کار همیشگی‌اش بود. یک سوم حقوقش را به من مى‌داد براى خرجى، بقیه اش را صرف این جور کارها مى‌کرد. چهل، پنجاه روزى از شهادش مى‌گذشت که چند نفرى آمدند خانه‌مان. مى‌گفتند: «ما نمى‌دونستیم ایشون فرمانده بوده. نمى‌‌شناختیمش. فقط مى‌اومد بهمان کمک مى‌کرد و مى‌رفت. عکسش رو از تلویزیون دیدیم.
همسر شهید:

او برای حفظ بیت المال حساسیت داشت

گاهى قوم و خویش‌هاى شهرستانی‌مان گله مى‌کردند که «جناب صیاد، هم وسیله دارن، هم راننده. اون موقع ما باید با تاکسى از ترمینال و فرودگاه بیاییم خونه تون. این درسته؟ ما که تهران را بلد نیستیم.
به پدر که مى‌گفتیم، مى‌گفت: «مسأله‌اى نیست. فوقش دلخور مى‌شن. اونا که نمى خوان جواب بدن، من اون دنیا باید جواب بدم. راننده و ماشین که اموال شخصى من نیست.

او عاشق دیدار خدا و تشنه شهادت بود. او که در وصیتنامه اش آورده بود:خداوندا، این تو هستى كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایت قرار دادى، خدایا تو خود مى‌دانى كه همواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تو خود به من دادى در راه عشقى كه به راهت دارم نثار كنم. اگر این نبودم آن هم خواست تو بود.پروردگارا، رفتن در دست تو است، من نمى‌دانم چه موقعى خواهم رفت، ولى مى‌دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهى و آن قدر با دشمنان قسم خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

 انشاءالله که بتوانیم رهرو خوبی برای شهدای گرانقدرمان باشی

 اللهم صل علی محمد وآل محمد. اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 دی 1391 08:35 ب.ظ
باسلام وتشکر بسیار از بازدید شما
از وبلاگ هجوم خاموش
خواهشی که دارم از مطالب و بیانات آقا و کلیه مسائل مربوط به جنگ نرم نیز در وبلاگ خود قرار دهید
تا انشاالله از افسران جنگ نرم رهبر و یاران امام زمان قرار گیرید.
شنبه 7 مرداد 1391 02:42 ب.ظ
نظر شما لطفه
جمعه 6 مرداد 1391 06:51 ب.ظ
از بریده شدن سرها و سوختن بدن های آل محمد(ص) که مظلومانه و بی رحمانه به شهادت می رسند چه کنیم؟وقتی خبر جاری شدن خون هزاران بی گناه را شنیدم بغض ناخوش ته گلویم چسبید،باز هم چه کنیم؟

بروزم؛دوست عزیز لطفا مطلب رو کامل بخون و نظر خود رو درمورد این جنایات بیان کن،منتظر حضورت هستم.
چهارشنبه 4 مرداد 1391 06:07 ب.ظ
سلام...ممنون از حضورتون...مرسی نظر لطفتونه...با تبادل لینک موافقین؟...منتظرم...یاعلی
دوشنبه 2 مرداد 1391 11:42 ق.ظ
با سلام و ضمن قبولی طاعات و عبادات در پیشگاه خداوند منان و حکیم.
وبلاگ زیبایی داری.کار فرهنگی جالبیه.ممنون که با خبر کردی.
پنجشنبه 29 تیر 1391 08:30 ب.ظ
اون روز وقتی از دیدار اقا اومده بود تمام صورتش شاد بود میگفت:وقتی اقا درجه رو روی دوشم بذارن فکر میکنم ازم راضیند وقتی ایشان راضی باشند فکر میکنم امام عصر (عج) هم راضی باشند...
شادی روح خار چشم منافقین شهید علی صیاد شیرازی صلوات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.